|
کوچه باغ یادها
|
||
|
آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند |
||
|
درباره وبلاگ
شیشه ی پنجره را بارن شست
فهرست اصلی دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
|
کی به شیرین میرسه فریاد من؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یاتو زیباتر شدی یا چشمام بارونیه این قفس بازه ولی قلب من زندونیه من پشیمون میکنم جاده رو از رفتنت تو نباشی می پره عطرتم از پرهنت میخوام آروم شم تو نمیذاری هردو بی رحمن عشق و بیزاری همه دنیا مو زیرو رو کردم تو رو شاید دید آرزو کردم قدمای آخرو آهسته تر بردار واسه من کابوس فکر آخرین دیدار بغض این آهنگ مارو تا کجاها برد شایدم تقدیرمو امشب به رحم آورد به تلافی اون همه تلخلی گله هاتم طعم عسل شد غم معصومانه ی چشمات به تبسم تازه بدل شد میشه با من هزارویک سال به بهانه ی قصه بمونی همه مرثیه های سکوتن به قهار تو باغ غزل شد نفس کشیدن دل سپردن مثل دریا ماه من از تو خوندن با تو موندن مقصد من راه من همینه رویام آرزوهام سر گذشت آه من نرفته برگرد که باتو شاید خدا گذشت از گناه من تو مثل بارون غمو آسون میبری از یاد من باتو خوبم بی غروبن خاطرات شاد من زارو خسته دلشکسته بینوا فرهاد من مرغ آمین کی به شیرین میرسه فریاد من
به قلم : شهرزاد در شنبه بیست و یکم دی 1387 ساعت 23:36 موضوع: | + کاش کودک بودم
سلام به دوستان خوبم
به خاطر فوت پدرم چند وقتی نبودم ممنون که منو تنها نذاشتین ای کاش کودک بودم تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود ای کاش کودک بودم تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ برلب داشته باشم ای کاش کودک بودم تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم
به قلم : شهرزاد در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 ساعت 13:28 موضوع: | + باتو...
باتو،همه ی رنگهای این سرزمین مرا نوازش می کند
به قلم : شهرزاد در شنبه نهم شهریور 1387 ساعت 22:51 موضوع: | + غریبه ی من تولدت مبارک
تولد تولد تولدت مبارک مبارك مبارك تولدت مبارك بیا شمعارو فوت کن که صد سال زنده باشی
به قلم : شهرزاد در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 ساعت 11:28 موضوع: | + و اين بحر، طويل است ...
از وبلاگ زیبای یه دوست به اسم امیر علی(تحفه ی درویش) و اين بحر، طويل است ... عصر يک جمعه ي دلگير دلم گفت بگويم ، بنويسم که چرا عشق به انسان نرسيده است؟ چرا آب به گلدان نرسيده است؟ چرا لحظه ي باران نرسيده است؟ وهرکس که دراين خشکي دوران به لبش جان نرسيده است؟ به ايمان نرسيده است وغم عشق به پايان نرسيده است؟ بگوحافظ دل خسته زشيراز بيايد ، بنويسد که هنوزم که هنوزاست ، چرا يوسف گمگشته به کنعان نرسيده است؟ چرا کلبه ي احزان به گلستان نرسيده است؟ دل عشق ترک خورد ، گل زخم نمک خورد ، زمين مرد، زمين مرد ، خداوند گواه است. دلم چشم به راه است و در حسرت يک پلک نگاه است. ولي حيف نصيبم فقط آه است و همين آه خدايا برسد کاش به جايي، برسد کاش صدايم به صدايي .... عصر اين جمعه ي دلگير، وجود تو کنار دل هر بيدل آشفته شود حس، تو کجايي گل نرگس؟ به خدا آه نفس هاي غريب تو که آغشته به حزني است زجنس غم وماتم زده آتش به دل عالم و آدم. مگراين روزوشب رنگ شفق يافته در سوگ کدامين غم عظمي به تنت رخت عزا کرده اي اي عشق مجسم که به جاي نم شبنم بچکد خون جگر از عمق نگاهت .نکند باز شده ماه محرم که چنين ميزند آتش به دل فاطمه آهت، به فداي نخ آن شال سياهت .به فداي رخت اي ماه ! بيا . صاحب اين بيرق واين پرچم واين مجلس و اين روضه واين بزم تويي آجرک الله... عزيز دو جهان .يوسف در چاه. دلم سوخته از آه نفس هاي غريبت، دل من بال کبوتر شده، خاکستر پرپر شده همراه نسيم سحري روي پر فطرس معراج نفس گشته هوايي و سپس رفته به اقليم رهايي به همان صحن و سرايي که شما زائرآني وخلاصه شود آيا که مرا نيز به همراه خودت زير رکابت ببري تا بشوم کرب وبلايي؟
به قلم : شهرزاد در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ساعت 20:11 موضوع: | + باران
دل من مي سوزد كه قناري ها را پَر بستند كه پَر پاكِ پرستوها را بشكستند وكبوترها را آه كبوترها را... و چه اميد عظيمي به عبث انجاميد. دل من در دل شب خواب پروانه شدن مي بيند مهر در صبحدمان داس بدَست خرمن خواب مرا مي چيند وای باران ، باران ، شیشه ی پنجره را باران شست! از دل من امّا، چه کسی نقش تو را خواهد شست؟ آسمان سُربی رنگ.... من درون ِ قفس ِسردِ اتاقم دلتنگ می پرد مرغ نگاهم تا دور وای ، باران ، باران ، پر ِ مرغان نگاهم را شست ! خواب رؤیای فراموشیهاست ، خواب را دریابم که در آن دولت خاموشیهاست. من شکوفایی گلهای امیدم را در رؤیاها می بینم !!! و ندایی که به من می گوید: ״گرچه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است״
به قلم : شهرزاد در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 21:38 موضوع: | + گرم ياد آوري يا نه من از يادت نمي كاهم
ترا من چشم در راهم شباهنگام درّه ها چون مرده ماران خفتگان اند ؛
به قلم : شهرزاد در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 23:47 موضوع: | + چرا خانه ي كوچك ما سيب نداشت؟
تو به من خنديدي و نمي دانستي من به چه دلهره از باغچه ي همسايه سيب را دزديدم. باغبان از پي من تند دويد سيب را دست تو ديد غضب آلوده به من كرد نگاه سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك و تو رفتي و هنوز سالهاهست كه در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم و من انديشه كنان غرق اين پندارم كه چرا خانه ي كوچك ما سيب نداشت؟؟؟
به قلم : شهرزاد در جمعه چهاردهم تیر 1387 ساعت 1:0 موضوع: | + روز زن مبارک یه پست خیلییییییییییی قشنگ از وبلاگ دوست خوبم رویا
دامهاي شيطان رجيم شيطان از جنس جن است و از آتش خلق شده است و قبل از اينکه از بهشت رانده شود خدا را بسيار عبادت مي کرد .به همين دليل عزازيل نام گرفت . حضرت علي (ع) فرمودند : شيطان هفتاد هزار سال خدا را عبادت کرد و فقط يک نماز دو رکعتي او چهار هزار سال طول کشيد. وقتي خدا انسان را از خاک آفريد و در آن روح دميد ،به تمام ملائکه دستور داد که بر آدم سجده کنند و همه سجده کردند به غير از ابليس که به خدا گفت : مرا از آتش آفريده اي و او را گل بد بو پس مقام من از او بالاتر است و براي او سجده نمي کنم . سپس خداوند به او گفت : از درگاهم بيرون برو که تو از رانده شده گان هستي . سپس شيطان به خداوند گفت : من هفتاد هزار سال تو را عبادت کرده ام و خودت فرموده اي که هر کس مرا عبادت کند عبادتش را بي نتيجه نمي گذارم وعوضش را به او مي دهم . خداوند فرمود : هر چه بخواهي در دنيا به تو عطا مي کنم . شيطان گفت : اول اين که اجازه بدهي تا قيامت زنده بمانم . خداوند فرمود : تا روز معلومي تو را مهلت مي دهم . دوم اينکه در مقابل هر يک از فرزندان آدم دو فرزند به من عطا کني که براي هر يک از اولاد آدم دو فرزند را مسلط کنم تا آنها را به گمراهي و اغوا بکشانم . خداوند باز هم قبول کرد . سوم اينکه از تو مي خوام مرا در بدن اولاد آدم همچون خون جريان دهي که از هر جاي بدن او بتوانم او را به معصيت بکشانم . چهام اينکه مي خواهم اولاد آدم ما را نبينند ولي ما آنها ببينيم . پنجم اينکه از تو مي خواهم به من قدرت دهي که به هر شکلي که مي خواهم درآيم وهر کجا که خواستم بروم . ششم اينکه از تو مي خواهم تا دم مرگ نيز ،پيش اولاد آدم باشم (يعني حتي وقتي حضرت ملک الموت عزرائيل براي قبض روح به سراغ انسان مي آيد شيطان هم حاضر شود و انسان را وسوسه مي کند تا کافر از دنيا برود . ) چنانکه امام محمد باقر فرمودند : هنگاميکه انسان در حال جان کندن است خيلي تشنه مي شود و در آن هنگام شيطان با يک ليوان آب مي آيد و مي گويد اگر بر من سجده کني و کافر شوي اين آب را به تو مي دهم . اگر انسان مومن و نماز خوان باشد آب را قبول نمي کند و در غير اينصورت اگر بر شيطان سجده کند شيطان آب را مي ريزد و مي گويد من از تو بيزارم و مي رود . هفتم اينکه از تو مي خواهم مرا مخصوصا بر سينه اولاد آدم مسلط گرداني تا او را وسوسه کنم . خداوند در پايان مي فرمايد : تمام خواسته هايت را برآورده مي کنم ولي هرکس پيرو تو باشد و فريب تو را بخورد من او را با تو به دوزخ مي افکنم که بد منزلگاهي است . بعد شيطان ميگويد : اي خدا به عزت و جلالت قسم که همه انسانها را گمراه مي کنم مگر عده محدودي که بندگان خاص تو هستند وگرنه بقيه همه بنده من هستند . سپس گفت : حالاکه من را بيرون مي کني جايي براي زندگي کردنم معين کن . خداوند فرمود : تو را در حمام ها و هر کجا که محل رفت و آمد مردم است قرار دادم . شيطان گفت: غذاي من چه باشد . خداوند فرمود : سر هر سفره اي که نام من برده نشده بنشين و با آنها که همچون حيوان گرسنه و حريص بدون گفتن آيه شريفه بسم الله الرحمن الرحيم غذا مي خورند تو هم بخور. حضرت امام محمد باقر در اين باره فرمودند : اگر اول غذا يادتان رفت بسم الله بگوييد آخر غذا بگوييد که شيطان هر چه خورده را استفراغ کند . بعد شيطان گفت که من احتياج به آب دارم . خداوند فرمود : آب تو شراب و هر چيز مست کننده باشد . بعد گفت براي من کتابي قراربده . خداوند فرمود : کتاب تو وشم (خال کوبي هايي که بعضي بر روي بازوها و اندامهاي يکديگر مي کنند و کتب سحر و جادو ) است . اولين کسي که سحر و جادو را به انسان آموخت نيز شيطان بود . بعد شيطان گفت : براي من حديثي قرار بده . خداوند فرمود : حديث تو دروغ است و کساني که دروغ مي گويند حديث تو را نقل مي کنند . بعد گفت : براي من دام و وسيله شکار قرار بده .خداوند فرمود : شهوت را وسيله صيد کردن و به دام انداختن مردم قرار دادم . روزي که حضرت محمد (ص) شيطان را حاضر در مسجدالحرام ديد پيش او رفت و گفت : اي ملعون چرا ناراحتي ؟ شيطان گفت : از دست تو و امت تو ناراحتم . حضرت فرمود : چرا از من ناراحتي ؟ شيطان گفت : چون اينهمه تلاش مي کنم که مردم را گمراه کنم ولي تو در قيامت از آنها شفاعت مي کني و تمام زحمات مرا به هدر مي دهي به همين خاطر با تو دشمنم و از تو بدم مي آيد . حضرت فرمود :از دست امتم چرا ناراحتي ؟شيطان گفت : امت تو خصوصياتي دارند که امت هاي ديگر ندارند . ( منظور شيعيان پيامبر مي باشد ) اول اينکه : وقتي به هم مي رسند سلام مي کنند که سلام اسم خداست و من از اين اسم مي ترسم . دوم : اينکه وقتي همديگر را مي بينند به يکديگر دست مي دهند تا دستهايشان از هم در نيامده گناهانشان بخشيده مي شود . سوم : اينکه وقتي مي خواهند غذا بخورند بسم الله مي گويند و من نمي توانم غذا بخورم و گرسنه مي مانم چهارم : اينکه بعد از غذا الحمدلله مي گويند . پنجم : آنکه وقتي مي خواهند کاري کنند انشاءالله مي گويند و من ديگر نمي توانم در کارهايشان مداخله کنم و آنها را بر هم زنم . ششم : آنکه وقتي اسم تو مي آيد بلند بلند صلوات ختم مي کنند و آنقدر ثواب آن زياد است که من فرار مي کنم . هفتم : آنکه صدقه مي دهند همه گناهانشان آمرزيده مي شود . هم هفتاد نوع بلا را از خود دور مي کنند . به همين دليل . حضرت نبي اکرم (ص) فرمودند : وقتي انسان دستش را در جيبش مي کند که پولي را صدقه دهد هفتاد شيطان دست او را ميگيرند تا او را منصرف نمايند و نگذراند که او صدقه دهد . هشتم : آنان قرآن مي خوانند و در خانه اي که قرآن خوانده مي شود ديگر جايي براي من نمي ماند . چون در آن خانه ملائک رفت و آمد دارند . نهم: آنکه مرا زياد لعنت مي کنند و وقتي مرا لعنت مي کنند يک زخم بر بدنم مي افتد و تا زماني که همان شخص را به گمراهي نکشانم آن خوب نمي شود . دهم اينکه هنگامي که گناه مي کنند سريع توبه مي کنند و زحمات مرا به هدر مي دهند . يازدهم : اينکه عطسه که مي کنند الحمدالله ميگويند . حضرت فرمودند : عطسه از طرف خدا و خميازه از طرف شيطان است . وقتي عطسه کرد بايد الحمد الله بگويد و حق مسلمان بر ديگري است که اگر کسي را ديد که عطسه مي کند بگويد يرحکم الله و اين حق مسلمانان بر گردن يکديگر است و وقتي انسان نماز خواند شيطان از او دور مي شود . بخصوص اگر سجده نماز طولاني باشد شيطان از روي ناراحتي فرياد مي کند . حضرت امام صادق (ع) فرمودند : هرکس نماز نخواند از شيطان پست تر و خبيث تر است چون شيطان يک خطا کرد و آن هم اينکه بر آدم سجده نکرد ولي انسان اگر نماز نخواند براي خدا سجده نمي کند . حضرت محمد (ص) فرمودند : مجوز عبور از پل صراط نماز است . و فرمودند : اگر نماز مومن قبول شود اعمال او نيز قبول درگاه الهي مي باشد ولي اگر نمازش قبول نشود بقيه اعمالش قبول نخواهد شدو در نمازها نماز صبح خيلي سفارش شده است و دليل اين است که در هنگام شب فرشتگان شب پيش انسان هستند و اعمال شب را مي نويسند و هنگامي که اذان صبح را مي دهند فرشتگان شب مي روند و جاي خود را به فرشتگان روز مي دهند . پس اگر نماز صبح را بخوانيم در دو پرونده ثبت مي شود و آخرين عمل که همان نماز صبح است را فرشتگان شب مي نويسند و اولين چيزي که در پرونده صبح ثبت مي شود همان نماز صبح است و همچنين از حضرت امام صادق (ع) منقول است که از صفات مومن اين است که بسم الله الرحمن الرحيم را در نمازش بلند مي گويد . اگر سرنماز بسم الله را بلند نگوييم شيطان تا پايان نماز بر روي شانه انسان مي نشيند و انسان را وسوسه مي کند و نيز فرمودند : هر کس بعد از شروع سوره حمد اعوذبالله من الشيطان الرجيم را بگويد به اندازه هر مويي که در بدن اوست هزار حسنه براي او مي نويسند . و از حضرت پيامبر منقول است که هر کس بعد از نماز تسبيحات حضرت زهرا (س) (34 مرتبه الله اکبر 33 مرتبه الحمد الله و 33 مرتبه سبحان الله ) را بگويد به خصوص اگر با انگشتانش بشمارد همان دستهايش او را روز قيامت شفاعت مي کنند . همچنين انجام اين عمل با تربت کربلا نيز در مفاتيح الجنان سفارش شده و ثواب زيادي براي آن نقل شده است.
به قلم : شهرزاد در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 20:2 موضوع: | + |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
||